أبو الحسن الشعراني
40
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
منشعب گشت ، جماعتى به نحو پرداختند و جماعتى به قرائت و گروهى به اصول عقايد ، مانند اشاعره و معتزله ، و گروهى به حديث و قومى به فقه ، چون كمال در همهء اينها ميسّر نبود . گروهى نيز به دقّت در معارف الهى و تهذيب باطن پرداختند و مردم را عملا به راه خواندند نه علما . و مقصود از متصوّفه اينانند و علوم آنان هم يكى از شعب علوم دينى است ؛ زيرا مباحث آنان از كتاب و سنّت گرفته شده است . و چون فقها و متكلّمين متعرّض آن نشدهاند ، متصوّفه خويش را ممحّض بر آن ساختند و بدعتيان را با آنان ارتباطى نيست . « 1 » فِيهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ . « 2 » مؤلف : از ائمّهء هدى عليه السّلام مروى است كه « رعد » ملكى است كه موكّل است بر سحاب . علّامه شعرانى : سيّد مرتضى قدّس سرّه اين روايت را سخت انكار كرده و نسبت به حشويّه داده و گويد : مخالف قرآن است كه يُرْسِلُ الرِّياحَ فَتُثِيرُ سَحاباً ؛ « 3 » يعنى باد ابر را مىراند . امّا بنابر اصول حكمت الهى مخالفتى نيست ؛ چون علل مادّى در حقيقت علل فاعلى نيستند بلكه معدّاتند ؛ يعنى مادّه را آماده مىكنند و آن به اصطلاح امروز قوّهء الكتريسيته است كه از اصطكاك قطعات ابر حاصل آمده و تأثير حقيقى از عقل فعّال است كه در شرع از آن به ملك تعبير مىشود . و رعد و برق و صاعقه از يك چيز است . « 4 » مؤلف : و قيل إنّه ( البرق ) نار تنقدح من اصطكاك الأجرام . علّامه شعرانى : هذا من المعدّات و ما روي عن الأئمّة عليهم السّلام هو ( اللّه ) الموجد و المؤثّر الحقيقي ، و لا منافاة . « 5 »
--> ( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 1 ، ص 104 . ( 2 ) . بقره ، ( 2 ) آيهء 19 . ( 3 ) . روم ( 30 ) آيهء 48 . ( 4 ) . منهج الصادقين ، ج 1 ، ص 107 . ( 5 ) . مجمع البيان ، ج 1 ، ص 57 .